روز مانده تا شهادت امام صادق علیه السلام

حر بن یزید ریاحی

[vc_row][vc_column][vc_column_text]حُرّ بْن یَزید ریاحی، از فرماندهان نظامی کوفه که پیش از واقعه عاشورا مأموریت یافت با سپاه هزار نفری، مانع حرکت امام حسین(ع) به سوی کوفه و همچنین مانع بازگشت ایشان شود.

اين زمان بود كه حرّ بن يزيد رياحى پیش عمر بن سعد آمد و گفت: آيا با اين مرد جنگ خواهی کرد ؟

گفت: آرى به خدا جنگى كه آسانترين شكل آن پراندن سر و قطع دستها باشد.

حرّ رفت و در جايگاهش بين سربازان ايستاد و او را رعده و لرزه ‏اى افتاد كه چونان لرزه‏ ابر اندامش افتاد

مهاجر بن اوس‏ «به حر گفت: به خدا كه كارت ما را به شک انداخته است ،اگر به من گفته میشد دلیرترین مردم کوفه کیست: از تو چشم نمى‏ پوشيدم(تو را معرفی میکردم ) اين چه وضعى است كه در تو مى ‏بينم؟ حرّ گفت: به خدا خود را در گزينش بهشت و دوزخ مخيّر مى ‏بينم، به خدا قسم كه جز بهشت را بر نگزينم گر چه قطعه قطعه و سوزانده شوم.

سپس اسب خود را به سوى حسين عليه السّلام رانده و دستها بر سر نهاده مى‏ گفت:

خداوندا به سويت باز گشته و توبه نمودم، توبه ‏ام را بپذير، چه من دلهاى دوستانت و فرزندان رسول اللَّه را به وحشت و اضطراب افكندم.

او به حسين عليه السّلام عرض كرد: فدايت گردم، من همانم كه تو را از بازگشت (به وطن خود جلوگیری کردم )به مدينه باز داشته و كار را بر تو سخت گرفتم، به خدا گمانم اين نبود، كه اين مردم با تو چنين كنندو کار را به اینجا بکشانند ، من نزد خدا تائبم، آيا مى‏ بينى كه توبه ‏ام پذيرفته است؟

حسين عليه السّلام فرمود: «آرى خدا توبه‏ات را مى ‏پذيرد، فرود آى»

عرض كرد: در خدمت تو سواره بهتر مى ‏توانم عرض خدمت كنم تا پياده، و فرود آمدن آخر كار من «شهادت» است.

حال كه من اوّل كسى هستم كه بر تو خروج نمودم، پس اجازه فرماى كه اوّلین کسی باشم که در برابر قدوم شما جان خود نثار نموده باشم ؛بلکه از جمله کسانی گردم که شهيد در پيشگاه تو باشم، باشد و در فرداى قيامت از آنان باشم كه با جدّت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله مصافحه نمایم.

جامع كتاب گويد: منظور حرّ از اوّلین شهيد از آن لحظه به بعد بود ، زيرا عده ای قبل از او به فوز ع8ظیم شهادت نایل شده بودند.

نحوه شهادت حر

امام علیه السلام به حر اذن جهاد داد ،حر جنگ نمایانی کرد تاجمعى از شجاعان و ابطال دشمن را به خاك هلاكت افكند و بعد شهيد گرديد، پيكر پاكش را نزد حسين عليه السّلام آوردند و امام خاك از چهره ‏اش پاك مى‏ كرد و مى‏ فرمود: «تو حرّى آن گونه كه مادرت حرّت نام نهاد، تو حرّى- آزاد مردى- در دنيا و آخرت»[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

فهرست مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.